خوشحالم که اینجا هستم - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
خیلی خوشحالم که به موقع از کشور خارج شدیم و درگیر زرق و برقهای زندگی های امروزی در ایران نشدیم. اینجا به جای اینکه فکرم رو درگیر مارک یخچال و فریزر و خرید خونه جدید و ... کنم میتونم کتاب بخونم ، سفر برم ، خیاطی کنم، ورزش کنم و در یک کلام خودم باشم و برای درآوردن چشم دیگران زندگی نکنم.
من چرا این جوری ام؟ - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
سه هفته شلوغ پلوغ رو پشت سر گذاشتیم و حالا 5 روز وقت داریم تا آماده بشیم برای مسافرت به ایران. همون حس همیشگی اومده سراغم. هیجان برای دیدار و یک کمی استرس . خیلی خسته ام . شاید بخاطر همین استرسه که شبها نمیتونم خوب بخوابم و این بیشتر به خستگی ام اضافه میکنه و تمرکزم کم شده. ای کاش منم مثل خیلی ها می...
چمدان - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
به ستاره قول داده بودیم قبل از مسافرت به ایران حتما براش یک چمدون بخریم و سر قولمون هم موندیم و یک چمدون براش خریدیم که بتونه چند دست لباس و اسبای بازیهاش رو توش بگذاره و بیاره داخل کابین هواپیما. از دو سه روز قبل ستاره چمدون به دست تو خونه راه میره و لحظه شماری میکنه تا پنج شنبه بشه و بریم ایران.
روزانه بعد از کلی تاخیر - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
چند وقته اینجا نیومدم. بعد از تعطیلات تابستانی و برگشتن از ایران سرمون خیلی شلوغ بود و کمی طول کشید تا دوباره به ریتم همیشگی مون برگردیم و یا به نوعی همون روزمرگی. امسال در ایران بیشتر از دفعات پیش بهمون خوش گذشت . شاید بخاطر این بود که برنامه خوبی ریخته بودیم و هوا هم خوب بود و میوه ها و سبزی ها خو...
Life is not fair - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
دنیای عجیبی شده و اختلاف طبقاتی بیداد میکنه. نمونه اش میان اطرافیان و فامیل مون زیاده. از یک طرف یک زوج جوان با بچه کوچک دارن سخت کار میکنن و در بدر دنبال وام گرفتن و جور کردن پول هستند تا بتونن یک آپارتمان کوچک در یک محله نسبتا آبرومند بخرن و از طرفی یک زوج دیگه همون مقدار پولی که زوج اول برای خرید...
آخر هفته رو چطور گذراندید؟ - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
شنبه صبح طبق معمول هر هفته رفتیم کلاس شنا. تارا چند وقتیه که بدون غر غر و گریه میره کلاس شنا و ما هم از این بابت خیلی خوشحالیم. در طول 1 ساعتی که تارا تو استخره من هم فرصت میکنم کتاب بخونم. فکر کنم یک سالی طول کشید تا کتابی رو که از همکارانم هدیه گرفته بودم با موضوع "ایران، اینجا میشه یواشکی همه کار...
بازگشت به کار - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
شانزده هفته مرخصی زایمان مثل برق گذشت و من از دوشنبه دوباره کارم رو شروع کردم. با اینکه دلم برای آیلا و در آغوش گرفتنش تنگ میشه دلم برای کار و چالشهای خوب کار تنگ شده بود. من آدم خونه نشستن و خونه داری تمام وقت نیستم و این اواخر فکر میکردم زندگیم یک بعدی شده و هر روز دارم یک سری کارهایی رو تکرار میک...
مرخصی زایمان تمام شد... - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
شانزده هفته مرخصی زایمان مثل برق گذشت و من از دوشنبه دوباره کارم رو شروع کردم. با اینکه دلم برای آیلا و در آغوش گرفتنش تنگ میشه دلم برای کار و چالشهای خوب کار تنگ شده بود. من آدم خونه نشستن و خونه داری تمام وقت نیستم و این اواخر فکر میکردم زندگیم یک بعدی شده و هر روز دارم یک سری کارهایی رو تکرار میک...
فاز جدید زندگی خانواده چهارنفره ما - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
امروز اولین روزه که هر چهار نفر باید از خونه میومدیم بیرون و فاز جدیدی از زندگی خانواده چهارنفره مون شروع شد. امروز روز اول مدارس بعد از تعطیلاته و تارا وارد گروه چهارم شد. ستاره دیروز دوش گرفت، لباسهای مدرسه رو آماده کرد، جامدادیش رو توی کیف جدید مدرسه اش گذاشت و سعی کرد به موقع بره تو تختش ولی زود...
جریان زندگی در شهر - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 15:37
با باز شدن مدارس شهر زنده تر بنظر میاد. هر روز که از کنار ایستگاه قطار رد میشم و این جنب و جوش دوچرخه سوارها و پیاده هایی که منتظر ترام و اتوبوس هستند و یا دارن به طرف ایستگاه میرن تا سوار قطار بشن رو میبنم حس خوبی بهم دست میده. امروز تونستم نیم ساعت زودتر با آیلا بزنم بیرون.
داریم آماده میشیم برای ورود عضو جدید - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 16:26
فردا آخرین روز کاریه و مرخصی زایمان شروع میشه به مدت 16 هفته. امیدوارم همه چیز خوب پیش بره و خواهر کوچولوی تارا به سلامت بدنیا بیاد و خونه مون رو با قدمش روشن تر کنه. تولد تارا هم نزدیکه. جش تولدش با بچه های مدرسه رو برنامه ریزی کردم و از یکی از دوستان هم خواستم در صورت نیاز به جای ما بچه ها رو ببره...
آیلا - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 16:26
مدتی هست که به اینجا سرنزدم و دلیلش هم تولد دختر کوچولومون آیلاست که نهم اردیبهشت بدنیا اومد و خونه ما رو روشنتر کرد. آیلا امروز پنج هفته و سه روزشه و خدا رو شکر همه چیز داره خوب پیش میره. دو سه هفته اول کمی سخت بود به این دلیل که آیلا سه هفته زودتر از تاریخی که منتظرش بودیم به دنیا اومد و وزنش به ن
فقط شعار و انتقاد ... - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 20:46
حتما خیلی هاتون تلفن هوشمند دارین و یکی دو تا از این اپلیکشنهای شبیه تلگرام رو رو گوشیتون نصب کردین. من هم همینطور و تو کلی گروه خانوادگی و دوستانه هم اضافه شدم. بعضی از این گروهها برای برنامه ریزی و قرار گذاشتن و خبر از همدیگه گرفتن خیلی خوبه ولی بعضی از این گروهها مفتشون هم گرونه. چیزی به معلوماتت
نعمت خواندن - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 20:46
همش دو نفر از سی نفر عضو گروه فامیل به چالش کتابخوانی من جواب دادن و گفتن چه کتابی دارن میخونن. از جوانهای گروه خبری نشد و این خیلی غم انگیزه. کتاب میتونه دوست و مونس خوبی برای تنهایی های آدم باشه. اگر کتاب خوندن عادت بشه دیگه آدم هیچ وقت تنها نیست.  مادرم میگه خدا رحمت کنه پدر و مادرم رو . به
نشستن زیاد معادل سیگار کشیدن - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 20:46
تو دو سه روز گذشته تقویم کاریم به طور کاملا عجیبی خالیه و من جلسه ندارم و تونستم بنشینم و کوه داده هایی که دارم بررسی کنم و گزارش بنویسم. ولی نشستن و تمرکز کردن برای چند ساعت متوالی خیلی سخت و خسته کننده است و کم کم دارم اثرش رو روی کمرم حس میکنم و چشمهام خیلی زود خسته میشن.  نشستن زیاد شده یکی از ب...
کافه پیانو - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 20:46
کتاب کافه پیانو رو چهارشنبه عصر وقتی تارا سر تمرین دو بود شروع کردم و یک شنبه شب تمام شد. کتابهای فارسی اکثرا با فونت درشت تر چاپ شدن و از اونجایی که فارسی زبان اول من هم هست خوندش راحت تره و سریعتر پیش میره. متن کتاب بیشتر شبیه وبلاگ بود و آقای نویسنده در کتاب گاهی خیلی روشنفکرانه و گاهی بسیار سنتی
جشن خیریه نوروزی - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 20:46
چند سالی هست که یک گروه خیریه وابسته به انجمن دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه دلفت هلند تشکیل دادیم و هفت دانش اموز با استعداد از بنیاد کودک رو تحت سرپرستی گرفتیم و هزینه ماهیانه ای که بنیاد کودک معین کرده همراه با عیدی و کادوی تولدشون پرداخت میکنیم. برای پرداخت این هزینه برنامه های مختلفی برگزار
شب چهارشنبه سوری مبارک - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 20:46
باورم نمیشه که سال 1395 داره تموم میشه. امسال سال نسبتا خوبی بود برای خانواده. دو تا قبولی دانشگاه داشتیم از نوه های جمالزاده. برادرزاده ام معید برق شریف قبول شد و موژان دختر برادر سومم از یک دانشگاه خوب در کانادا پذیرش گرفته در رشته مهندسی.  هر دو خواهرزاده عزیزم در کانادا مشغول به کار شدن و م
به پیشواز نوروز میرویم - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 20:46
تعطیلات نوروزی در ایران شروع شده و گروههای مجازی خلوت شدن. همه مشغول خریدها و کارهای باقیمونده هستند و ما موندیم و غم غربت و دوری از خانواده که دوباره به سراغمون میاد. خوش بحال اونهایی که شب عید ایرانن و یا فامیلشون راحت میتونن به اروپا مسافرت کنن و میان بهشون سر میزنن. امسال به خاطر مشغولیتهای مختل
دلتنگی - تاریخ: 1396/1/14 ساعت: 20:46
نمیدونم چه خصلتیه که ما ایرانی ها داریم و نمیتونیم با هم صمیمی بشیم و با هم همبستگی داشته باشیم و تنهایی هامون رو در این مملکت دور از خانواده پر کنیم.  من شبکه دوستان بزرگی دارم و با هر گروه از دوستام به نحوی در ارتباطم. ولی رابطه خانوادگی مون با دوستان محدوده و با وجود این همه دوست گاهی ش